۱۳۸۹ آبان ۱۵, شنبه

یارم چو قدح به دست گیرد بازار بتان شکست گیرد
هر کس که بدید چشم او گفت کو محتسبی که مست گیرد
در بحر فتاده​ام چو ماهی تا یار مرا به شست گیرد
در پاش فتاده​ام به زاری آیا بود آن که دست گیرد

خرم دل آن که همچو حافظ جامی ز می الست گیرد

۳ نظر:

  1. می کنم جامه به تن
    می روم از خانه برون
    می روم در پی او با دل دیوانهء خویش
    پی آن گمشده می گردم و می آیم باز....

    پاسخحذف
  2. ساقی بریز باده و حالم خراب کن
    یک جرعه در پیاله ما هم شراب کن
    ای آرزوی بندگی‌ات مانده بر دلم
    بگشا گره، ز کار دلم فتح باب کن

    پاسخحذف